پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۷

کی خامه طی کند ره بی منتهای تو

عنقای وهم ریخته پر در هوای تو

خالی است گرچه در نظر عقل جای تو

دارد دل شکسته نشان سرای تو

منظور برگ قبله نما غیر قبله نیست

چیزی مرا به چشم نیامد ورای تو

از بس که گرم می گذری از خیال من

داغ دل است در نظرم نقش پای تو

این قطره را محیط شدن عین مدعاست

از خود برآمدم چو حباب از هوای تو

پیدا ز لفظ معنی و معنی نهان به لفظ

از عالمی تو ظاهر و مخفی است جای تو

از هر دو نشاه بی خبر افتاده مست عشق

بیگانه است از دو جهان آشنای تو

عین قصور باشد اگر حورش آرزو است

آن را که شد نصیب بهشت لقای تو

آیینه چون شکست شود محشر جمال

عرض شکستگی است ز دل رو نمای تو

در هر نظر چو سیر مقامات کرده ایم

از پرده های دیده کند گل نوای تو

نام خدا ز لفظ به معنی رسیده ام

رفتم ز خود چو نقش نگین از برای تو

چون ذره عرض نور به خورشید کرده اند

جایی که می کنند اسیران فدای تو

زلف از شکستگی است چو رخسار جاه را

جز عجز و انکسار ندارم سزای تو

مستان نظر به ساغر خالی نمی کنند

سرمی کشد ز افسر شاهی گدای تو

خاشاک من در آب گهر غوطه می دهد

هر دم زند چو موج محیط عطای تو

گم گشته ی تو راهنمای دو عالم است

خضر است کاروانی بانگ درای تو

اینجا بود گشاده جبین نقش پای حسن

تا مصر جلوه از رگ گل جاده های تو

موری کجا بساط سیلمان کشد به دوش

کی نطق طی کند ره حمد و ثنای تو

خون مشک و سنگ لعل شود خاک تیره زر

بی دست و آلت از عمل کیمیای تو

واپس کشند دم چو عنان خیل کاینات

چون شقه وا کند علم کبریای تو

نورس به مهموم نکند سجده ای قضا

واجب کند نماز نیازش ادای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۹از خاطرم به دام تو گر وا شود گره
  2. شمارهٔ ۴۴۰ای عرش،طایران تو را آشیانه ای
  3. شمارهٔ ۴۴۱یک دم ز دیده دور به صد میل رفته ای
  4. شمارهٔ ۴۴۲از نوبهار چین جبین شکفته ای
  5. شمارهٔ ۴۴۳سویدای دلم چون خال بر لعل تو چسبیده
  6. شمارهٔ ۴۴۴بر جگرم ز غمزه ای خورد خدنگ تازه ای
  7. شمارهٔ ۴۴۵غنچه خندان کن و چشمک زن و آیان شده ای
  8. شمارهٔ ۴۴۶گرفت تا نفسم ارتفاع اختر آه
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.