پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۶

ای تماشای تو ما را روزگار آرزو

روی و موی دلکشت لیل و نهار آرزو

خون دل از ناله ام جوشد چو شاخ ارغنون

بی گل روی تو ای رنگین بهار آرزو

نیست در سر کار نازت رحمی ای بیدادگر

کرده ای داغ مرا لوح مزار آرزو

دیده ای جایی نهالی بر دهد جای دگر

نخل قدش در دلم آورده بار آرزو

ای که پروازت چو گل دائم به بال رنگ و بوست

جبر بر خود کرده ای در اختیار آرزو

تا چو بوی گل مجرد می توانی شر مکن

غنچه ی دل خار پشت از خار خار آرزو

بارها گفتیم نورس بردباری تا به کی

پشت طاقت گشت خم در زیر بار آرزو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۸بر عذار آن مزلف دیده حیران باش کو
  2. شمارهٔ ۴۳۹از خاطرم به دام تو گر وا شود گره
  3. شمارهٔ ۴۴۰ای عرش،طایران تو را آشیانه ای
  4. شمارهٔ ۴۴۱یک دم ز دیده دور به صد میل رفته ای
  5. شمارهٔ ۴۴۲از نوبهار چین جبین شکفته ای
  6. شمارهٔ ۴۴۳سویدای دلم چون خال بر لعل تو چسبیده
  7. شمارهٔ ۴۴۴بر جگرم ز غمزه ای خورد خدنگ تازه ای
  8. شمارهٔ ۴۴۵غنچه خندان کن و چشمک زن و آیان شده ای
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.