پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۱

چون نهال شمع در زرین بهار سوختن

سوزد آتش بر سرم از خار خار سوختن

در هوای شمع بالایی ز سوز دل مرا

بود شبهای جدایی روزگار سوختن

در دل خارا مگر آتش حصاری گشته است

چشم داغم شد سفید از انتظار سوختن

آتشین پیمانه های داغ بر سر می کشم

چون مرا افسرده می سازد خمار سوختن

بی تو ای آب حیات از آتش دل چو سپند

داده ام در بزم بی تابی قرار سوختن

سبحه ساز از اشک شبها شمع بالین می کند

با دل پر داغ من ضبط شمار سوختن

گر زمن خاکستری بر جا نماند دور نیست

جوهر آیینه ام گردد غبار سوختن

شعله ی حسنی چنین آتش به جانها می زند

همچو شمعم نیست در کف اختیار سوختن

ز آتش عشق تو ای رنگین بهار آرزو

لاله ی داغی است بر سر یادگار سوختن

شمع جولانی دلیل راه خود می خواستم

نورس امشب چون غریبم در دیار سوختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۳آمد ز روی مهر مه من به خواب من
  2. شمارهٔ ۴۳۴دولت وصلش چو روزی شد مرا شب در میان
  3. شمارهٔ ۴۳۵فتنه ی دور قمر زلف سحر پوش او
  4. شمارهٔ ۴۳۶ای تماشای تو ما را روزگار آرزو
  5. شمارهٔ ۴۳۷کی خامه طی کند ره بی منتهای تو
  6. شمارهٔ ۴۳۸بر عذار آن مزلف دیده حیران باش کو
  7. شمارهٔ ۴۳۹از خاطرم به دام تو گر وا شود گره
  8. شمارهٔ ۴۴۰ای عرش،طایران تو را آشیانه ای
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.