پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۵

در چار باغ هجران جیب است گلشن من

باغ زرشک چشمم دریاچه دامن من

زاینده رود اشکم دل رشک باغ طاووس

زنجیر موج سیلاب چون پل به گردن من

لب همچو باغ بلبل خاطر چو تکیه ی فیض

خارای صفه باشد پیراهن تن من

در تکیه ی دو بازو صد کارنامه پیدا

از داغ آستین هاست فانوس روشن من

چون آبشار مژگان جدول به تن الف ها

بر سینه داغ ناسور حوض مثمن من

اندیشه ام صفاهان از چشم سرمه سایت

پیدا سواد اعظم در عین خواندن من

صبرم چو تخت فولاد بختم سعادت آباد

دارد زمین زبانی از لوح مدفن من

چاک دلم خیابان طبع از خیال خواجو

نقش جهان به فکر میدان شکفتن من

خال رخ عراق است هر نقطه ای زکلکم

زانرو سرای دولت باشد نشیمن من

نورس ز داغ فکرت چون باغ تخت من شد

باید به شیوه ی کاج آمد به دیدن من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۷نقشبند جان نباشد جز سخن
  2. شمارهٔ ۴۲۸من آن مرغم که باشد چرخ و اختر خط و خال من
  3. شمارهٔ ۴۲۹بر ابلق زمانه نظر را سوار کن
  4. شمارهٔ ۴۳۰هر که زعمر پرسدت لب بگشا که همچنین
  5. شمارهٔ ۴۳۱چون نهال شمع در زرین بهار سوختن
  6. شمارهٔ ۴۳۲به هند می بردم بازی زمانه ی ایران
  7. شمارهٔ ۴۳۳آمد ز روی مهر مه من به خواب من
  8. شمارهٔ ۴۳۴دولت وصلش چو روزی شد مرا شب در میان
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.