پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۲

ای از دلم رنجیده تو دامن ز جان در چیده من

از عهده برگردیده تو گرد غمت گردیده من

سرگرم عشق و عاشقی من شمعم و تو شعله ای

هر دم به وصل یکدیگر بالیده تو کاهیده من

در بوته ی خواری چو دل هر دم گدازم داده ای

صد ره مرا سنجیده تو قصد تو را فهمیده من

دل شد کباب آرزو فاش از میان خاص از دهان

تنها نه از هر چیز تو از هیچ هم رنجیده من

چون تار و چون مضراب ما داریم با هم صحبتی

زخم جفا پیموده تو راه وفا پاییده من

دل با تو یارب از چه رو خواهد دم نسبت زند

چون گل سراپا خنده تو از غم زهم پاشیده من

خواهم به خون گل کمر بندی تو با من در چمن

با جوش گل پیچیده تو بر شاخ گل چسبیده من

یارب چه دیدی از دلم آیا چه بینم زان نگه

از دیدنم رنجیده تو از چشم تو ترسیده من

خال است بر لعل تو یا خالی است جای بوسه ام

چون خال جای بوسه از لعل لبت پرسیده من

داغت چراغ محفلم مهرت گل آب و گلم

چون جان تو پنهان در دلم دنبال دل گردیده من

تو طرح ناز انداخته من کار خود را ساخته

تو برده نورس باخته ورزیده تو لرزیده من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۴می نهد لقمه در دهن دندان
  2. شمارهٔ ۴۲۵در چار باغ هجران جیب است گلشن من
  3. شمارهٔ ۴۲۶کرده تا از زلف مشکین تار در بر پیرهن
  4. شمارهٔ ۴۲۷نقشبند جان نباشد جز سخن
  5. شمارهٔ ۴۲۸من آن مرغم که باشد چرخ و اختر خط و خال من
  6. شمارهٔ ۴۲۹بر ابلق زمانه نظر را سوار کن
  7. شمارهٔ ۴۳۰هر که زعمر پرسدت لب بگشا که همچنین
  8. شمارهٔ ۴۳۱چون نهال شمع در زرین بهار سوختن
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.