پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۰

اگر عکسی فتد از لعل ساقی در ایاغ من

به ساقی عرش ساید پایه ی تخت دماغ من

کدامین شاخ گل امشب چراغ مخلصم گردد

که از خورشید شبنم می زند گلهای باغ من

گر از سرو قبا پوش تو افتد سایه ام بر سر

شود از خرمی گل پیرهن چون لاله داغ من

چمن را شاخ گل بی جلوه ات چون نخل ماتم شد

کجا رفتی چرا سر وازدی ای سرو باغ من

به خواب بختم آید گر فروغ شمع رخسارت

مهیا می کند گردون مه مهد فراغ من

شرار شعله اش از رشحه ی کوثر زند ساغر

اگر زان شمع قد روشن شود چشم چراغ من

چو جوهر کرده ام جا در دل پیکان بیدارت

چرا از ناوک نازت نمی گیری سراغ من

مهم از مهر اگر یک صبحدم با من کشد ساغر

صفای نشئه صورت بندد از درد ایاغ من

جواب آن غزل نورس که نادر بی محل گوید

کجا بودی چرا دیر آمدی چشم و چراغ من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۲ای از دلم رنجیده تو دامن ز جان در چیده من
  2. شمارهٔ ۴۲۳در قند آن دهان شده لب تا کمر نهان
  3. شمارهٔ ۴۲۴می نهد لقمه در دهن دندان
  4. شمارهٔ ۴۲۵در چار باغ هجران جیب است گلشن من
  5. شمارهٔ ۴۲۶کرده تا از زلف مشکین تار در بر پیرهن
  6. شمارهٔ ۴۲۷نقشبند جان نباشد جز سخن
  7. شمارهٔ ۴۲۸من آن مرغم که باشد چرخ و اختر خط و خال من
  8. شمارهٔ ۴۲۹بر ابلق زمانه نظر را سوار کن
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.