پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۶

ای سر ز من پیچده تر گرد سرت گردیده من

چون بخت بر گردیده تو بر خویشتن پیچیده من

از خاک دل چون غنچه ام صد پیرهن بالیده تو

از هر سو مو همچو نی دربند غم بالیده من

خواهم شبی چون طره ها ای مه تو را افتم به پا

هر دم به من تابیده تو هر دم تو را تابیده من

هست از عرق شبنم صفت بر برگ گل غلطیده تو

چون لاله در گرداب خون بر داغ دل چسبیده من

از چشم من رنجیده ای با آنکه نور دیده ای

از من نظر پوشیده ای غیر تو را نادیده من

خواهم ز مینا انجمن چون شبنم گل در چمن

رقصان تو یکتا پیرهن بر یاسمن غلطیده من

اشک و فغان در دل تو را هرگز ندارد چون اثر

از ناله ها رنجیده دل بر گریه ها خندیده من

یک بار در قرنی مرا نازت نیارد در نظر

یک عمر چشم از غیر تو چون راز دل پوشیده من

باشد شبی ای شاخ رز غافل تو مست آیی به بر

از کنج آن لب بوسه تا وقت سحر دزدیده من

سرشار جام سرکشی چون غنچه می خواهم تو را

دامن زمن در چیده تو گلها زنازت چیده من

باشد که بیم چون حنا خود را شبی در دست و پا

دست مرا پیچیده تو پای تو را خاریده من

دارم چو نورس در نظر وصل تو از شب تا سحر

گوهر فروز از شرم تو دریا خروش از دیده من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۸تا شد آن زنار کاکل سایه ی گستر بر زمین
  2. شمارهٔ ۴۱۹به افسون ریاضت خصم جانی میتوان کشتن
  3. شمارهٔ ۴۲۰اگر عکسی فتد از لعل ساقی در ایاغ من
  4. شمارهٔ ۴۲۱نیست بنا گوش باغ نسترن است این
  5. شمارهٔ ۴۲۲ای از دلم رنجیده تو دامن ز جان در چیده من
  6. شمارهٔ ۴۲۳در قند آن دهان شده لب تا کمر نهان
  7. شمارهٔ ۴۲۴می نهد لقمه در دهن دندان
  8. شمارهٔ ۴۲۵در چار باغ هجران جیب است گلشن من
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.