پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۰

شد به حرف حقه ی لعل تو مایل تا زبان

چیده ام چندین نمکدان از ته دل تا زبان

بندبندم غوطه در شکّر چو نیشکّر زند

یافت کام از حرف آن شیرین شمایل تا زبان

از دلیل قاطعش هر بوالهوس ملزم شود

در دهان زخم شد شمشیر قاتل تا زبان

در فغان نه قبّه ی افلاک پیچد چون جرس

ناله انشا می کند ز آن آهنین دل تا زبان

شد عبیر افشان نفس چون سنبل جنت مرا

نکته ای سر کرد از آن مشکین سلاسل تا زبان

هر دم از حرف در گوش تو ای طوفان حسن

همچو مژگان زد گهر جوش از لب دل تا زبان

مدّ آهم شد به لب فواره ی آب حیات

شد به حرف لعل سیراب تو قائل تا زبان

حاصل تحصیل خود تحصیل حاصل یافتیم

شد پی نقد وصال او محصل با زبان

قاف تا قاف جهان حسنش مسخر کرده است

بر پریزادان فکرم گشت مایل تا زبان

از جرس جنبانی دل موج لیلی زد لبم

ناقه ی اندیشه ام را بست محمل تا زبان

دارد از اعجاز معنی دعوی پیغمبری

آیه ی فرقان فکرم کرد نازل تا زبان

از فروغش بی سخن نورس دو عالم روشن است

گوهر اندیشه ام را گشت حامل تا زبان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۲کرده تا طوفان معنی لفظ گوهر بار من
  2. شمارهٔ ۴۱۳تا ز سرو قامتش دل شد مهیای سخن
  3. شمارهٔ ۴۱۴تا شد از چشم ترم جیحون خوناب آستین
  4. شمارهٔ ۴۱۵گر چه می مالد نهیبم خصم را رو بر زمین
  5. شمارهٔ ۴۱۶ای سر ز من پیچده تر گرد سرت گردیده من
  6. شمارهٔ ۴۱۷رو نما سازد ز جان حسن دلارای سخن
  7. شمارهٔ ۴۱۸تا شد آن زنار کاکل سایه ی گستر بر زمین
  8. شمارهٔ ۴۱۹به افسون ریاضت خصم جانی میتوان کشتن
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.