پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۸

گوشی به حرف نرگس دنباله دار کن

سیر زبان درازی مژگان یار کن

ریحان خط لب رقم دخل بوسه است

توجیه برگ عیش در این نوبهار کن

ای دل گرفته تنگ به ما خال کنج لب

ز آن هندو این دو قطعه شکر را شکار کن

مجموعه ی بهار دهد عرض در بغل

چون غنچه سیر چاک گریبان یار کن

از درد عشق تازه شود روح را حیات

مرهم به زخم دل ز خط مشکبار کن

از هر گلی تو را صدف رنگ داده اند

در نقش کار دل قلم از نوک خار کن

آیینه چون شکست شود محشر جمال

زنهار دل شکسته تر از زلف یار کن

منظور دار عاقبت کار چشم من

خود را اسیر نرگس دنباله دار کن

سر رشته ای ز حسن دست آر چون نگاه

مژگان چو تار شمع تجلی نگار کن

نظاره بر مدار ز روی مزلفش

روشن سواد مصحف خط غبار کن

نورس شهید نرگس مستی است شام مرگ

او را ز جام باده چراغ مزار کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۰شد به حرف حقه ی لعل تو مایل تا زبان
  2. شمارهٔ ۴۱۱افراخت قد آن چهره بر افروخته ی من
  3. شمارهٔ ۴۱۲کرده تا طوفان معنی لفظ گوهر بار من
  4. شمارهٔ ۴۱۳تا ز سرو قامتش دل شد مهیای سخن
  5. شمارهٔ ۴۱۴تا شد از چشم ترم جیحون خوناب آستین
  6. شمارهٔ ۴۱۵گر چه می مالد نهیبم خصم را رو بر زمین
  7. شمارهٔ ۴۱۶ای سر ز من پیچده تر گرد سرت گردیده من
  8. شمارهٔ ۴۱۷رو نما سازد ز جان حسن دلارای سخن
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.