پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۳

یه یک ساغر ای ساقی مست من

مرا وارهان یک دم از دست من

کشد می ز پیمانه ی نرگست

نظر کن به امید سرمست من

ز آب بقا کرد خط شد بلند

چه رو داده از طالع پست من

به پیش دل از خبرگی های شوق

شکایت کند شرش از دست من

ز دام بلا نیستم شانه گیر

که زنجیر زلفش بود بست من

سراسر ادا معنی اش بر مدار

به یک دست اشعار یک دست من

بتان صید فکرند نورس مرا

چو ماهی بود ماه در شست من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۵ای بر لب تو خال سیه مهره دار حسن
  2. شمارهٔ ۴۰۶گر شبی خندان گل من بی نقاب آید برون
  3. شمارهٔ ۴۰۷بس که راه دلکش حرف است مشکل تا زبان
  4. شمارهٔ ۴۰۸گوشی به حرف نرگس دنباله دار کن
  5. شمارهٔ ۴۰۹به خنجر کج مژگان او شهید شدن
  6. شمارهٔ ۴۱۰شد به حرف حقه ی لعل تو مایل تا زبان
  7. شمارهٔ ۴۱۱افراخت قد آن چهره بر افروخته ی من
  8. شمارهٔ ۴۱۲کرده تا طوفان معنی لفظ گوهر بار من
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.