پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۷

تا بر خم گیسوی تو پیچید نگاهم

شد شانه کش طره ی امید نگاهم

از پرتو رخسار تو چون خط شعاعی

شد جدول سر چشمه ی خورشید نگاهم

نوک مژه ام خامه ی تصویر بهار است

تا محو گل روی تو گردید نگاهم

مژگان ترم ترجمه ی سوره نور است

تا مصحف رخسار تو بوسید نگاهم

یک بار چو پروانه گستاخ شب وصل

برگرد تو ای شمع نگردید نگاهم

هر چند که تعلیقه ی آزادی دل هاست

سر از خط سبز تو نپیچید نگاهم

چون چشم دلم آب از آن روی عرقناک

تا بد همه دم پنجه ی خورشید نگاهم

تا چشم کند کار چراغان تجلی است

از شمع رخش بس که به خود چید نگاهم

نورس چوحجاب نظرم عیب خود افتاد

از وضع کسان عیب نفهمید نگاهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۹از چمن تا کعبه ی کوی تو رفت از خود دلم
  2. شمارهٔ ۳۹۰ز مهر جلوه فال تجلی زد بر او دوشم
  3. شمارهٔ ۳۹۱گرم و تر در عشق چون اشک کباب افتاده ام
  4. شمارهٔ ۳۹۲می دهد تا زنده ام روزی خدا چون بنده ام
  5. شمارهٔ ۳۹۳آنچه در وجه مقرر دارم
  6. شمارهٔ ۳۹۴چنین که بر سرهر حرف او سخن دارم
  7. شمارهٔ ۳۹۵آن شفق گون چهره چون ساقی است امشب در برم
  8. شمارهٔ ۳۹۶قبای مردمی بر قامتت کوتاه چون دیدم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.