پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی

نورس دماوندی

غزلیات

۴۸۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ ای به صید ماهی دل طره ات قلاب ناز
  2. شمارهٔ ۳۰۲ برقی از جلوه درآیینه ی ادراک انداز
  3. شمارهٔ ۳۰۳ لبکی را مکیده ام که مپرس
  4. شمارهٔ ۳۰۴ فاش راز عشق شد از اشک گلگون در لباس
  5. شمارهٔ ۳۰۵ می کشد صیاد ما دام تماشا در قفس
  6. شمارهٔ ۳۰۶ سنگلاخی بریده ام که مپرس
  7. شمارهٔ ۳۰۷ ناوکش راست به دلها سروکاری که مپرس
  8. شمارهٔ ۳۰۸ مرغ نظاره کرده دل آرام در قفس
  9. شمارهٔ ۳۰۹ از شرم برق آهم گر آب گردد آتش
  10. شمارهٔ ۳۱۰ حلقه ی زلف است رهزن تر ز طوق غبغبش
  11. شمارهٔ ۳۱۱ مراعمری ست جان وتن به قربان سراپایش
  12. شمارهٔ ۳۱۲ چرا گویم که گل یا لاله یا گلشن به قربانش
  13. شمارهٔ ۳۱۳ سر کشد گر دلم از سودایش
  14. شمارهٔ ۳۱۴ سواد موج کوثر خط لعل شکر افشانش
  15. شمارهٔ ۳۱۵ نهان از چشم مردم عاشقان کشتند نخجیرش
  16. شمارهٔ ۳۱۶ مرا سروی است نخل وادی ایمن به قربانش
  17. شمارهٔ ۳۱۷ ز دل سر می کشد طرف کلاهش
  18. شمارهٔ ۳۱۸ قیامت کرده ای از جلوه های قد چالاکش
  19. شمارهٔ ۳۱۹ تشنه ی خون شد کمالم خاک نقصان بر سرش
  20. شمارهٔ ۳۲۰ بتخانه ی اندیشه بود روی چوماهش
  21. شمارهٔ ۳۲۱ غنچه نازی که نالد دل چو بلبل در کفش
  22. شمارهٔ ۳۲۲ ز شوخی در بهشت جلوه تازد تکیه بر گل سنبل زلف سمن‌سایش
  23. شمارهٔ ۳۲۳ ز عشق در دل من کرده داغ سودا رقص
  24. شمارهٔ ۳۲۴ شبی که آن بت مشکین کلاله شد رقاص
  25. شمارهٔ ۳۲۵ ای موجه ی خرام تو جوش بهار فیض
  26. شمارهٔ ۳۲۶ نیست تنها اشک من چون کوه بر صحرا محیط
  27. شمارهٔ ۳۲۷ از حضور ناقصان کامل عیاران را چه حظ
  28. شمارهٔ ۳۲۸ از اشک و آه شرح دهد داستان شمع
  29. شمارهٔ ۳۲۹ ای دُر گوش تو شرح لاله و گرداب شمع
  30. شمارهٔ ۳۳۰ در هر ورق آن جلوه نهان است در این باغ
  31. شمارهٔ ۳۳۱ از حسن تو چون عالم جان است در این باغ
  32. شمارهٔ ۳۳۲ گوهر شد ز عین لطف بینا در صدف
  33. شمارهٔ ۳۳۳ موجه ی سیلاب خون ما بود زنجیر زلف
  34. شمارهٔ ۳۳۴ حسن از که جام گیرد مست از چه گشت عاشق
  35. شمارهٔ ۳۳۵ در این چمن نکند هر که اختیار تعلق
  36. شمارهٔ ۳۳۶ هر چند در گوش حبابی است معلق
  37. شمارهٔ ۳۳۷ نقش کونین است در آیینه ی زانوی عشق
  38. شمارهٔ ۳۳۸ گداز قلب بود کار سکه ی توفیق
  39. شمارهٔ ۳۳۹ از شراب لعل ساقی بس که دارم کام خشک
  40. شمارهٔ ۳۴۰ کشتیِ به خون کشیدهٔ اشک است مردمک
  41. شمارهٔ ۳۴۱ دیده ی حق بین کجا مستور می گردد به خاک
  42. شمارهٔ ۳۴۲ به عهد جلوه ی ساقی چو جام لاله زسنگ
  43. شمارهٔ ۳۴۳ کوهکن کی صورت معشوق کرد افشا به سنگ
  44. شمارهٔ ۳۴۴ لعل می گون چون نگاه از حرف های نیم رنگ
  45. شمارهٔ ۳۴۵ بس که می ریزد نگاهش جنگ بر بالای جنگ
  46. شمارهٔ ۳۴۶ ریخت تا کوه غمت فرسنگ در فرسنگ سنگ
  47. شمارهٔ ۳۴۷ رویت چو ماه چارده از صنع ذوالجلال
  48. شمارهٔ ۳۴۸ تا به حسن معنی ام شد راهبر صاحب جمال
  49. شمارهٔ ۳۴۹ تا کند عزم صبوحی شبنم از صهبای گل
  50. شمارهٔ ۳۵۰ مست آمد آن نسرین بدن چون خرمن گل در بغل
  51. شمارهٔ ۳۵۱ چندان که آب شد دل من در هوای گل
  52. شمارهٔ ۳۵۲ بس که در طفلی غمش شد اضطراب افزای دل
  53. شمارهٔ ۳۵۳ دارم دل صدپاره هر پاره جانان در بغل
  54. شمارهٔ ۳۵۴ فرصتی کو تا به کام آن لعل شکّرخا مکم
  55. شمارهٔ ۳۵۵ ای قامت بلند تو عمر نظاره ام
  56. شمارهٔ ۳۵۶ ز آب رو تا دیده و دل را توانگر ساختم
  57. شمارهٔ ۳۵۷ کشته ی اشک بسمل نازم
  58. شمارهٔ ۳۵۸ ز آهنگ مخالف تا چو نی پرشور شد گوشم
  59. شمارهٔ ۳۵۹ گر به گلگشت ارم یا بزم دارا می روم
  60. شمارهٔ ۳۶۰ به ساز تربیت درپرده ی مهر است دستورم

متن اشعار به نقل از گنجور.