پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

سر کشد گر دلم از سودایش

زلف زنجیر نهد بر پایش

سخنم رنگ خموشی دارد

چون زبان نگه گویایش

سرو تا شد طرف نسبت یار

نازها می‌کند از بالایش

نیشکر خامهٔ تحریر شود

از حدیث لب شکرخایش

همه تن چشم ز طوق قمری‌ست

سرو حیران قد رعنایش

ناله‌ام سرمهٔ چشم اثر است

نورس از تربیت سودایش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵نهان از چشم مردم عاشقان کشتند نخجیرش
  2. شمارهٔ ۳۱۶مرا سروی است نخل وادی ایمن به قربانش
  3. شمارهٔ ۳۱۷ز دل سر می کشد طرف کلاهش
  4. شمارهٔ ۳۱۸قیامت کرده ای از جلوه های قد چالاکش
  5. شمارهٔ ۳۱۹تشنه ی خون شد کمالم خاک نقصان بر سرش
  6. شمارهٔ ۳۲۰بتخانه ی اندیشه بود روی چوماهش
  7. شمارهٔ ۳۲۱غنچه نازی که نالد دل چو بلبل در کفش
  8. شمارهٔ ۳۲۲ز شوخی در بهشت جلوه تازد تکیه بر گل سنبل زلف سمن‌سایش
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.