پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۲

ز شوخی در بهشت جلوه تازد تکیه بر گل سنبل زلف سمن‌سایش

زند بر خاک از جوش طراوت موج کوثر سایه‌ی شمشاد بالایش

به رنگ سینه‌ی شهباز دارم پیکر از تحریر کلک چشم قتّالی

که چون شاهین کشد در خاک و خون گنجشک دل را شوخی مژگان گیرایش

صنم سیما برهمن زاده‌ای زُّناربندی در فرنگ دلبری دارم

که باشد در بر بتخانه‌ی دل چون محبت حلقه زن زلف چلیپایش

مرا الماس کاری در جگر دارد زمّرد گون خطی کز پاکی جوهر

نگاه از دیده خیزد چون شفق یاقوت پوش از پرتو لعل شکرخایش

ز بس هر دم به نقشی حسن او از شرمگینی جلوه دارد در دل عاشق

به رنگ صفحه‌ی ارژنگ گرد آیینه‌ام را پرتو عکس دلآرایش

به خون آغشته چون گل سینه‌ام صد چاک دارد خنجر مژگان بی‌باکی

که دارد چون پری در شیشه اعجاز مسیحا سحرساز چشم شهلایش

به گلزار محبت گر چه نورس با گل خود روزگاری مهر ورزیدم

ندارم حاصلی چون لاله جز داغ دل و خون جگر از خار سودایش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۴شبی که آن بت مشکین کلاله شد رقاص
  2. شمارهٔ ۳۲۵ای موجه ی خرام تو جوش بهار فیض
  3. شمارهٔ ۳۲۶نیست تنها اشک من چون کوه بر صحرا محیط
  4. شمارهٔ ۳۲۷از حضور ناقصان کامل عیاران را چه حظ
  5. شمارهٔ ۳۲۸از اشک و آه شرح دهد داستان شمع
  6. شمارهٔ ۳۲۹ای دُر گوش تو شرح لاله و گرداب شمع
  7. شمارهٔ ۳۳۰در هر ورق آن جلوه نهان است در این باغ
  8. شمارهٔ ۳۳۱از حسن تو چون عالم جان است در این باغ
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.