پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۹

ای دُر گوش تو شرح لاله و گرداب شمع

غبغبت با طوق گردن هاله و گرداب شمع

گردش چشم از نگاه گرم در طوفان حسن

نقش بندد شعله ی جواله و گرداب شمع

تا سر انگشت نگارین را زدی بر خال لب

جمع یک جا دیده ام تبخاله و گرداب شمع

در تبسم غنچه سیرابت ای تنگ شکر

غوطه در خون می دهد بنگاله و گرداب شمع

می گشاید چهره ی داغ دل پر آب من

گردش آن چشم خوش دنباله و گرداب شمع

با کمربند گهر بی پرده آن ساق و سرین

می نماید در نظرها ژاله و گرداب شمع

گر ندیدی متفق زان شاخ گل صورت گرفت

چهره و تاب کمر قد لاله و گرداب شمع

لخت دل با داغ خونین جگر از ناوکش

می دهد الفت به هم پر گاله و گرداب شمع

گر ندیدی ما هم از ماه رخش بینی به چشم

غنچه زنبق ذقن خط هاله و گرداب شمع

نورس اهل نظم را از قاب رشکم چون قلم

در گلو فال نفس شد ناله و گرداب شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۱از حسن تو چون عالم جان است در این باغ
  2. شمارهٔ ۳۳۲گوهر شد ز عین لطف بینا در صدف
  3. شمارهٔ ۳۳۳موجه ی سیلاب خون ما بود زنجیر زلف
  4. شمارهٔ ۳۳۴حسن از که جام گیرد مست از چه گشت عاشق
  5. شمارهٔ ۳۳۵در این چمن نکند هر که اختیار تعلق
  6. شمارهٔ ۳۳۶هر چند در گوش حبابی است معلق
  7. شمارهٔ ۳۳۷نقش کونین است در آیینه ی زانوی عشق
  8. شمارهٔ ۳۳۸گداز قلب بود کار سکه ی توفیق
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.