پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۷

نقش کونین است در آیینه ی زانوی عشق

نه فلک تصویر چینی باشد از ابروی عشق

ز آتش این کاروان باشد شراری آفتاب

خیمه ی زنگاری چرخ است از اردوی عشق

گرچه مد ابروان طغراست بر منشور حسن

هست میل سرمه اش از نرگس جادوی عشق

نوک خار از جلوه اش منقار بلبل می شود

هر کجا چون رنگ گل بی پرده گردد بوی عشق

نیست منظور حقیقت نقش دیوار مجاز

خط کشد بر طرح خط و خال کلک موی عشق

همچون نقش بیستون گردد مطاف عالمی

سنگ اگر آرد به صورت روی دل را سوی عشق

شاهدی در آستین از وحشت خوبان مرا است

حسن کی باشد حریف قوت بازوی عشق

قشریان خام باشند از وصالش بی نصیب

کاتشین دیوار آید در نظر مینوی عشق

گرچه در صورت بود آتش به معنی گلشن است

مشرب گلزار ابراهیم دارد خوی عشق

صبح عید از مجمر بزمش کف خاکستر است

نافه ی ناف شب قدر است از آهوی عشق

از گدای عشق شاهان طالب همت شوند

پادشاهانند محتاج گدای کوی عشق

چون نپیچد نه فلک را در سویدای دلم

می کشد کوهی به مویی مورم از نیروی عشق

تا که را لطف نمایانش کند مالک رقاب

شاهی کونین باشد کمترین جادوی عشق

قطره نورس کی تواند چهره با دریا شود

کی کشد کلک خیال ساده نقش روی عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۹از شراب لعل ساقی بس که دارم کام خشک
  2. شمارهٔ ۳۴۰کشتیِ به خون کشیدهٔ اشک است مردمک
  3. شمارهٔ ۳۴۱دیده ی حق بین کجا مستور می گردد به خاک
  4. شمارهٔ ۳۴۲به عهد جلوه ی ساقی چو جام لاله زسنگ
  5. شمارهٔ ۳۴۳کوهکن کی صورت معشوق کرد افشا به سنگ
  6. شمارهٔ ۳۴۴لعل می گون چون نگاه از حرف های نیم رنگ
  7. شمارهٔ ۳۴۵بس که می ریزد نگاهش جنگ بر بالای جنگ
  8. شمارهٔ ۳۴۶ریخت تا کوه غمت فرسنگ در فرسنگ سنگ
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.