پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۴

لعل می گون چون نگاه از حرف های نیم رنگ

دست و پای فکر را بندد حنای نیم رنگ

لعلش از خط زمردگون مرصع می کند

چهره ی زردی که دارم چون طلای نیم رنگ

نیم رنگیهای حسنش برق طاقت شد مرا

سوختن شد رنگ بست از شعله های نیم رنگ

فکر را سرمشق رنگینی دهد چون خط لب

مطلع ابروی جانان از ادای نیم رنگ

عشق گردد رنگ بست از رنگ نازک بیشتر

جلوه ی حسن است رنگین در قبال نیم رنگ

مهوشان را هاله از مهتابی آغوش ماست

نقش ما رنگین نشست از چهره های نیم رنگ

نیست سیری دیده را از نیم سیر رنگ حسن

چشم را از رنگ سیر است اشتهای نیم رنگ

آرزو را فر به این لاغر میانان کرده اند

خیره شد رنگ هوس از عشوه های نیم رنگ

با نگاه چشم می گون بوسه را کیفیت است

نشاه رنگین جلوه گردد در هوای نیم رنگ

چون عرق بر روی جانان در سبوی غنچه باز

شبنم گل می رساند باده های نیم رنگ

از گل شفتالو اش نورس به بویی قانع است

میرزا حاصل کند گر مدعای نیم رنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۶ریخت تا کوه غمت فرسنگ در فرسنگ سنگ
  2. شمارهٔ ۳۴۷رویت چو ماه چارده از صنع ذوالجلال
  3. شمارهٔ ۳۴۸تا به حسن معنی ام شد راهبر صاحب جمال
  4. شمارهٔ ۳۴۹تا کند عزم صبوحی شبنم از صهبای گل
  5. شمارهٔ ۳۵۰مست آمد آن نسرین بدن چون خرمن گل در بغل
  6. شمارهٔ ۳۵۱چندان که آب شد دل من در هوای گل
  7. شمارهٔ ۳۵۲بس که در طفلی غمش شد اضطراب افزای دل
  8. شمارهٔ ۳۵۳دارم دل صدپاره هر پاره جانان در بغل
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.