پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

تا کند عزم صبوحی شبنم از صهبای گل

غنچه در بزم چمن صورت دهد مینای گل

بهر ما دریا کشان منقار بلبل در چمن

بادبان کشتی می بود در دریای گل

شرح رنگین جلوه های حسن عالم سوز او

می توان چون آب خواند از صفحه سیمای گل

یافت تشریف دگر گلشن ز حسن جلوه اش

نقش پایش می کشد تصویر بر دیبای گل

از نسیم جلوه اش روشن چراغان گل است

خنده می سازد بماند از غنچه اش غوغای گل

از لطافت دربهار جلوه گرد راه او

چون قبای رنگ چسبان است بر بالای گل

گرفشاند آستین بر حسن گلشن خون نسیم

از شکست رنگ می پاشد ز هم اجزای گل

تا به یاد غنچه ی خندان او گریان شدم

همچو شنبم زد سرشکم غوطه در دریای گل

نیست نورس را به جز جانان به کس دلبستگی

نیست در سر عند لیبان را به جز سودای گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱چندان که آب شد دل من در هوای گل
  2. شمارهٔ ۳۵۲بس که در طفلی غمش شد اضطراب افزای دل
  3. شمارهٔ ۳۵۳دارم دل صدپاره هر پاره جانان در بغل
  4. شمارهٔ ۳۵۴فرصتی کو تا به کام آن لعل شکّرخا مکم
  5. شمارهٔ ۳۵۵ای قامت بلند تو عمر نظاره ام
  6. شمارهٔ ۳۵۶ز آب رو تا دیده و دل را توانگر ساختم
  7. شمارهٔ ۳۵۷کشته ی اشک بسمل نازم
  8. شمارهٔ ۳۵۸ز آهنگ مخالف تا چو نی پرشور شد گوشم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.