پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۱

چندان که آب شد دل من در هوای گل

تر شد هوا ز خنده دندان نمای گل

در موج خیز خنده گل گریه مضمر است

اشک گلاب شرح دهد ماجرای گل

زهر غمم به خون جگر غوطه داده است

خواهم چو موج سبزه که غلطم به پای گل

لبریز شد زباده ی گلرنگ اعتبار

جام جهان نمای دل از خنده های گل

بر صفحه همچون آیینه امروز از صفا

شبنم گشود چهره ی نشو و نمای گل

هر کس به قدر همت خود در حکایتی است

گل می کند ثنای تو بلبل ثنای گل

شرمت کشد زچهره گل تاگلاب رنگ

در دست پر نگار تو خالی است جای گل

بینم چو هم پیاله ی لعل تو غنچه را

جوشم به رنگ سبزه ی مینای به پای گل

هم پایگی به رنگ تو دارد چو بوی گل

افتاده ام چو سایه ی گل در قفای گل

حرفی است در لباس که می گویم از بهار

باشد بنفش پای تو چسبان قبای گل

نورس به یاد گرد ره آن سوار حسن

پیچیده ام چو نکهت گل در هوای گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۳دارم دل صدپاره هر پاره جانان در بغل
  2. شمارهٔ ۳۵۴فرصتی کو تا به کام آن لعل شکّرخا مکم
  3. شمارهٔ ۳۵۵ای قامت بلند تو عمر نظاره ام
  4. شمارهٔ ۳۵۶ز آب رو تا دیده و دل را توانگر ساختم
  5. شمارهٔ ۳۵۷کشته ی اشک بسمل نازم
  6. شمارهٔ ۳۵۸ز آهنگ مخالف تا چو نی پرشور شد گوشم
  7. شمارهٔ ۳۵۹گر به گلگشت ارم یا بزم دارا می روم
  8. شمارهٔ ۳۶۰به ساز تربیت درپرده ی مهر است دستورم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.