پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۰

به ساز تربیت درپرده ی مهر است دستورم

بلند از گوشمال آوازه می گردد چو طنبورم

به دست از دست خط حسن دارم سایه ی دستی

به دل داغ غمم تعلیق ها از شعله ی طورم

زخونریزم چو مژگان گر دم تیغ تو بر گردد

در آب خضر اگر بینم هلاک خویش معذورم

گراز دشنام تلخش روی دل یک دم نمی بینم

به تنگ آید دل از غوغای شکر خنده ی حورم

اگر نالم ز دستش باز دارم چشم بر شستش

اگر عرض نیازی می کنم ناز است منظورم

چو چشم و نور چشم از بس که باشد لطف منظورش

به من جانان بود نزدیک چندانی که من دورم

چو شمع از آب و تاب جلوه اش گریان و خندانم

به رنگ بوی گل درعشق او رسوا و مستورم

ز راه مغز داری بی صدا چون خامه شد حرفم

مکرر در نظرها با کمال قدر چون نورم

گذارد دست بر خاطر چوناوک را به زه بندد

نمی آید به چشم خصم چون شست کمان زورم

به پیشم از پی تبرید ریشی مدعی دارد

ز دم سردی لب او داده هر دم قرص کافورم

به چینی خانه ی ترکیب نورس از خطا کردن

ز موی کاسه ی سر داده هم چشمی به فغفورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۲دیده را آیینه ی صورت اشیا کردم
  2. شمارهٔ ۳۶۳از مهر همچو سینه ی مشرق لبالبم
  3. شمارهٔ ۳۶۴طفل اشکم را قدم هر چند فرسودی به چشم
  4. شمارهٔ ۳۶۵تکیه بر لطف الهی دارم
  5. شمارهٔ ۳۶۶فغان چو شد چونی از بند بندم بس که نالانم
  6. شمارهٔ ۳۶۷شمع آگاهی کجا افزود از بالین گرم
  7. شمارهٔ ۳۶۸نبیند تیغ آن مه را چو بر سر قطره ی خونم
  8. شمارهٔ ۳۶۹موی چشم آیینه را گردد تن کاهیده ام
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.