پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۴

طفل اشکم را قدم هر چند فرسودی به چشم

سر به خورشید از خیال عارضش سودی به چشم

دیده و دل دارد از ریحان خطت چون غبار

ز آتش حسنت مرا آید همی دودی به چشم

بس که دارم جلوه ی مستانه ای را در نظر

شد به لب خمیازه ام لعل می آلودی به چشم

چشم پوشیدیم از خود جلوه داری خویش را

طالب دیدار گردیدیم فرمودی به چشم

می زنم جوش بهشت آیی به چشمم گر فرود

دارم از طوفان نازت چون روان رودی به چشم

شاخ مرجان می نماید پنجه ی مژگان مرا

چشمه ی خون دلم را بس که پیمودی به چشم

طفل اشکم از نگاه لطف شد منظور ناز

هر دمم حسن محبت بس که افزود به چشم

مور خط عین الکمال حسن را تعویذ شد

این سلیمان را نماید درع داودی به چشم

چهره ی کوثر گشودی خانه ی مژگان من

از می لعلت چو دل پیمانه پیمودی به چشم

آتشین نظاره ای در دل مرا افکنده شور

زان سرشک آید مرا داغ نمک سودی به چشم

چشم دیگر داشت نورس چیست این بیگانگی

با نظر چون نور آخر آشنا بودی به چشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۶فغان چو شد چونی از بند بندم بس که نالانم
  2. شمارهٔ ۳۶۷شمع آگاهی کجا افزود از بالین گرم
  3. شمارهٔ ۳۶۸نبیند تیغ آن مه را چو بر سر قطره ی خونم
  4. شمارهٔ ۳۶۹موی چشم آیینه را گردد تن کاهیده ام
  5. شمارهٔ ۳۷۰پیشتر گل دام چشم اشکباری داشتیم
  6. شمارهٔ ۳۷۱به ایمایی ز ایمان بی نصیب انداختی بازم
  7. شمارهٔ ۳۷۲عجب مدار که پا در رکاب شد دل و دینم
  8. شمارهٔ ۳۷۳چون من از شرم گناه خویش از جا می روم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.