پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۷

شمع آگاهی کجا افزود از بالین گرم

کی شود هر شعر خامی پخته از تحسین گرم

می‌نماید خوش‌تر از مدح گدا هزلیدنم

از دعاهای خنک بهتر بوَد نفرین گرم

آتش سودا چو داغ افسرده دارد کوهکن

ای خنک خسرو که دارد در بغل شیرین گرم

از خیال آتشین نظّارهٔ دل شد کباب

سوخت این مرغ ضعیف از سایهٔ شاهین گرم

چون شکرها غنچه جوش شیرهٔ جان می‌زند

نیست جز روح مجسم دلبر شیرین گرم

بوسه را داعی‌ست چون نورس به امّید اثر

زآتشین لعل تو دارد در نظر آیین گرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۹موی چشم آیینه را گردد تن کاهیده ام
  2. شمارهٔ ۳۷۰پیشتر گل دام چشم اشکباری داشتیم
  3. شمارهٔ ۳۷۱به ایمایی ز ایمان بی نصیب انداختی بازم
  4. شمارهٔ ۳۷۲عجب مدار که پا در رکاب شد دل و دینم
  5. شمارهٔ ۳۷۳چون من از شرم گناه خویش از جا می روم
  6. شمارهٔ ۳۷۴پیچم چو نامهٔ غم دل باز می‌کنم
  7. شمارهٔ ۳۷۵از قفس روزی که مصر آرزو می ساختم
  8. شمارهٔ ۳۷۶اگر تاری ز زلف آن پری رو در بغل دارم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.