پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰

پیشتر گل دام چشم اشکباری داشتیم

بر سر دل چتر از مژگان یاری داشتیم

یاد از آن فرصت که در برگل عذاری داشتیم

همچو دل در دست خود زلف نگاری داشتیم

زان لب می گون نو خط بودتر ما را دماغ

از خط ساغر به دور خود حصاری داشتیم

عقده از زلف بتی چون شانه می کردیم باز

بود دام فرصتی دستی به کاری داشتیم

در بهشت جلوه ما را بود بی تابی دلیل

از طپیدن های دل دارالقراری داشتیم

بود از وحشی نگاهی رام دل صید مراد

از غزالی در نظر هر دم شکاری داشتیم

پخته دل می کرد با شاخ گلی شیرچمن

ز آتش سودای او جوش بهاری داشتیم

بود با ما در ته یک پیرهن عمری چو جان

در میان دست از غم عالم کناری داشتیم

عمر دل در سایه ی آن زلف و عارض می گذشت

دست در آغوش هم لیل ونهاری داشتیم

غنچه ی لعل لب او از دم ما می شکفت

چون حنا در پیش چشمش اعتباری داشتیم

از نگه بودیم پیش نرگسش گستاخ تر

بر خطش چون شانه دست اختیاری داشتیم

دل طناب بارگاه وصل تنها می کشید

کم به دوش خاطر از اغیار باری داشتیم

گلشن طبع تو نورس از دم عیسی شکفت

هر دم از فکر تو رنگین نوبهاری داشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۲عجب مدار که پا در رکاب شد دل و دینم
  2. شمارهٔ ۳۷۳چون من از شرم گناه خویش از جا می روم
  3. شمارهٔ ۳۷۴پیچم چو نامهٔ غم دل باز می‌کنم
  4. شمارهٔ ۳۷۵از قفس روزی که مصر آرزو می ساختم
  5. شمارهٔ ۳۷۶اگر تاری ز زلف آن پری رو در بغل دارم
  6. شمارهٔ ۳۷۷از سواد رقم زلف اگر بی خبرم
  7. شمارهٔ ۳۷۸دمی که از مه رویش نقاب می گیرم
  8. شمارهٔ ۳۷۹دلی حیران آن حور پری رو در بغل دارم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.