پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۷

از سواد رقم زلف اگر بی خبرم

خط ریحان تو گردید غبار نظرم

ناله خیزد ز دل چاک مشبک چون دام

از نظر بازی مژگان کجت با جگرم

کرد تا عشق تو تارج توانایی من

باشداز ضعف تن از رنگ به رنگی سفرم

بی گل روی عرقناک تو بر صفحه ی چشم

منشی اشک شود خامه ی مژگان ترم

تا چکد آب حیات از لب گفتار مرا

بوسه ی لطف کن از غنچه ی لعلی گهرم

به تو تعلیم دهم رسم هم آغوشی را

نیم شب مست اگر تنگ درآیی به برم

نورس از حرف لب لعل بهشتی رویی

جوش فردوس زند بی سخن اشعار ترم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۹دلی حیران آن حور پری رو در بغل دارم
  2. شمارهٔ ۳۸۰یاد ایامی که در دل خار خاری داشتیم
  3. شمارهٔ ۳۸۱کمر یار بسته می بینم
  4. شمارهٔ ۳۸۲من که گردون در بغل چون وقت ساعت می کشم
  5. شمارهٔ ۳۸۳من آن طفلم که جوید دایگی مهر جهانگیرم
  6. شمارهٔ ۳۸۴بوسه بر لعل گهر بار تو سیمین بر زدم
  7. شمارهٔ ۳۸۵شور سودای تو در سر دارم
  8. شمارهٔ ۳۸۶دست و پا از خون چو مژگان در حنا می داشتم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.