پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۴

بوسه بر لعل گهر بار تو سیمین بر زدم

دل به دریا دادم و بر آب این گوهر زدم

آب حیوان در سیاهی سنگداغ حسرت است

کز شراب لعل او چون خال لب ساغر زدم

چون نگردد آتش جانسوز داغ شعله ور

از طپیدن های دل دامی بر این اخگر زدم

عالمی زیر نگین دارد دل از تمثال دوست

صورت این آیینه دادم نقش اسکندر زدم

ریخت رنگ آشیان از موج بوی گل دلم

در هوای جلوه ی نازش چو بال و پر زدم

تا نثارت خرده ی جان کردنم صورت گرفت

نقشی از آب دم تیغ تو چون جوهر زدم

تا به خواب آمد مرا چاک گریبانت چو صبح

از گریبان چاک را تا دامن محشر زدم

یاد آن جرات که از شوخی چومی بوسیدمت

تا تو می گفتی که بس من بوسه ی دیگر زدم

من به تیغ آن نگه خون تغافل ریختم

بر صف مژگانت از نظاره خط یکسر زدم

ساخت دوزخ را به من فردوس گرمی های عشق

تا در این آتش نشستم غوطه در کوثر زدم

رنگ تا کردم طلایی نورس از اکسیر عشق

سکه ی موج سرشک خویش را بر زر زدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۶دست و پا از خون چو مژگان در حنا می داشتم
  2. شمارهٔ ۳۸۷تا بر خم گیسوی تو پیچید نگاهم
  3. شمارهٔ ۳۸۸به گلشن حرفی از بالای آن گل پیرهن گفتم
  4. شمارهٔ ۳۸۹از چمن تا کعبه ی کوی تو رفت از خود دلم
  5. شمارهٔ ۳۹۰ز مهر جلوه فال تجلی زد بر او دوشم
  6. شمارهٔ ۳۹۱گرم و تر در عشق چون اشک کباب افتاده ام
  7. شمارهٔ ۳۹۲می دهد تا زنده ام روزی خدا چون بنده ام
  8. شمارهٔ ۳۹۳آنچه در وجه مقرر دارم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.