پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۲

من که گردون در بغل چون وقت ساعت می کشم

ریسمان سرکشان در وقت فرصت می کشم

تا به بازار جوانی شد دکان دیده باز

چون ترازو عینک چشمت به حسرت می کشم

از شراب زندگی پر می کنم هر ساغری

باده چون خورشید تا از جام همت می کشم

چین بر ابرو می زند شاهین میزان از کفم

چون خطای خویش را سنجم ندامت می کشم

بهر من از موج بوی گل قلم بندد بهار

بس که از موی میان او نزاکت می کشم

بر قماش شوخی طبع من از باب خیال

بس که حیرانند چون آیینه صورت می کشم

خاک تا کاسه ی من سیر اختر کرده است

از فلک چون شیشه ی ساعت کدورت می کشم

نیست جای انتقامم روزگار سفله را

پا چو صبر حق به دامان قیامت می کشم

کی کشد از معنی پیکانه ی من جان خصم

آنچه من از خویش ای صاحب سلامت می کشم

گر نیاید خاک بر سر آب چون از سرگذشت

گر تو ممنونم نسازی از تو منت می کشم

می کشد کی عاشق بی تاب از تاب کمر

رنج باریکی که من از راه دقت می کشم

کی کشد نورس ز برق بی امان هر دم گیاه

آنچه من هر دم ز روی آدمیت می کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۴بوسه بر لعل گهر بار تو سیمین بر زدم
  2. شمارهٔ ۳۸۵شور سودای تو در سر دارم
  3. شمارهٔ ۳۸۶دست و پا از خون چو مژگان در حنا می داشتم
  4. شمارهٔ ۳۸۷تا بر خم گیسوی تو پیچید نگاهم
  5. شمارهٔ ۳۸۸به گلشن حرفی از بالای آن گل پیرهن گفتم
  6. شمارهٔ ۳۸۹از چمن تا کعبه ی کوی تو رفت از خود دلم
  7. شمارهٔ ۳۹۰ز مهر جلوه فال تجلی زد بر او دوشم
  8. شمارهٔ ۳۹۱گرم و تر در عشق چون اشک کباب افتاده ام
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.