پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۵

تکیه بر لطف الهی دارم

ناز بر مسند شاهی دادم

می زند موج محیط کرمش

چه غم از نامه سیاهی دارم

چهره ی رنگ اگر اشک من است

رنگ از عشق تو گاهی دارم

بحر حسن تو چه طوفان دارد

کشتی دل به تباهی دارم

جان چه باشد که به آن درمانم

جان من هر چه تو خواهی دارم

صید کلکم شده آن غیرت مهر

ماه در شست چو ماهی دارم

حرف خطم به لب خوبان است

آب حیوان به سیاهی دارم

کی شوم متعظ از نهی رقیب

تو به چون من ز مناهی دارم

می کنم در بغل یار نزول

نورس آیین سپاهی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۷شمع آگاهی کجا افزود از بالین گرم
  2. شمارهٔ ۳۶۸نبیند تیغ آن مه را چو بر سر قطره ی خونم
  3. شمارهٔ ۳۶۹موی چشم آیینه را گردد تن کاهیده ام
  4. شمارهٔ ۳۷۰پیشتر گل دام چشم اشکباری داشتیم
  5. شمارهٔ ۳۷۱به ایمایی ز ایمان بی نصیب انداختی بازم
  6. شمارهٔ ۳۷۲عجب مدار که پا در رکاب شد دل و دینم
  7. شمارهٔ ۳۷۳چون من از شرم گناه خویش از جا می روم
  8. شمارهٔ ۳۷۴پیچم چو نامهٔ غم دل باز می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.