پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۱

نسیم گل چه کنم چیست نکهت سمنم

که گرد راه تو باشد عبیر پیرهنم

جدا از آن الف قامت و بنفشه ی خط

زبان مار شود سرو و سبزه در چمنم

به پیچ و تاب غم عشقت از طپیدن دل

در آب آیینه گرداب شد غبار تنم

مگر در آینه ی داغ سینه جلوه گری

که شعله زار تجلی است جیب پیرهنم

ادا کنم چوحدیثی ز شوخی نگهش

زبان خامه ی مژگان اوست هم سخنم

طلوع صبح گریبان کیست بزم افروز

که پر شداز گل خورشید جیب انجمنم

زبان شکوه نمی بندم آنقدر نورس

که تا نهد ز لب خویش مهر بر دهنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۳از مهر همچو سینه ی مشرق لبالبم
  2. شمارهٔ ۳۶۴طفل اشکم را قدم هر چند فرسودی به چشم
  3. شمارهٔ ۳۶۵تکیه بر لطف الهی دارم
  4. شمارهٔ ۳۶۶فغان چو شد چونی از بند بندم بس که نالانم
  5. شمارهٔ ۳۶۷شمع آگاهی کجا افزود از بالین گرم
  6. شمارهٔ ۳۶۸نبیند تیغ آن مه را چو بر سر قطره ی خونم
  7. شمارهٔ ۳۶۹موی چشم آیینه را گردد تن کاهیده ام
  8. شمارهٔ ۳۷۰پیشتر گل دام چشم اشکباری داشتیم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.