پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۷

کشته ی اشک بسمل نازم

از شهیدان عشق ممتازم

بویی از عشق می دهد رنگم

بی سخن فاش می شود رازم

چه قدر ها فروتنی دارم

خاکساری است او ج پروازم

می برد دل به بازی از دستم

باز دل می دهد به صد نازم

مهر و مه چون جرس فغان سازند

نورس از ناله فلک سازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۹گر به گلگشت ارم یا بزم دارا می روم
  2. شمارهٔ ۳۶۰به ساز تربیت درپرده ی مهر است دستورم
  3. شمارهٔ ۳۶۱نسیم گل چه کنم چیست نکهت سمنم
  4. شمارهٔ ۳۶۲دیده را آیینه ی صورت اشیا کردم
  5. شمارهٔ ۳۶۳از مهر همچو سینه ی مشرق لبالبم
  6. شمارهٔ ۳۶۴طفل اشکم را قدم هر چند فرسودی به چشم
  7. شمارهٔ ۳۶۵تکیه بر لطف الهی دارم
  8. شمارهٔ ۳۶۶فغان چو شد چونی از بند بندم بس که نالانم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.