پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۲

بس که در طفلی غمش شد اضطراب افزای دل

جنبش گهواره ام بود از طپیدن های دل

تکمه های قطره ی اشکم به چاک آستین

گوهری باشد صدف پرورده ی دریای دل

چون نباشد خاطرم از بوی گل آشفته تر

سنبل زلف تو شد سرمایه ی سودای دل

بس که از تیغ تو گردد محو لذت کام جان

جوید از ناسور مرهم زخم خون پالای دل

بی نشان تر شد زمیم آن دهان در سینه ام

یافت تا در قاف عشقش آشیان عنقای دل

جان من گر کفر باشد رسم دلجویی تو را

در خم زنار زلفت باد خالی جای دل

گر چه نورس خصم جان شد ماه ترسا زاده ام

چون دم عیسی لبش باشد حیات افزای دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۴فرصتی کو تا به کام آن لعل شکّرخا مکم
  2. شمارهٔ ۳۵۵ای قامت بلند تو عمر نظاره ام
  3. شمارهٔ ۳۵۶ز آب رو تا دیده و دل را توانگر ساختم
  4. شمارهٔ ۳۵۷کشته ی اشک بسمل نازم
  5. شمارهٔ ۳۵۸ز آهنگ مخالف تا چو نی پرشور شد گوشم
  6. شمارهٔ ۳۵۹گر به گلگشت ارم یا بزم دارا می روم
  7. شمارهٔ ۳۶۰به ساز تربیت درپرده ی مهر است دستورم
  8. شمارهٔ ۳۶۱نسیم گل چه کنم چیست نکهت سمنم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.