پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

فرصتی کو تا به کام آن لعل شکّرخا مکم

گر لب سیب زنخدان گه لب بالا مکم

جبهه را چین آشنا کردی مکیدم چون لبت

جان من گر از مکیدن رنجه گشتی وامکم

تا شد از شهد لبت صهبا و ساغر کامیاب

گه زبان دختر رز گه لب مینا مکم

دوزخستانی است از داغ جگر جیب دلم

آتشم تسکین نیابد گر لب دریا مکم

شهد دنیا نورسا دیدم زهر آمیز بود

زین پس از هر نقل عیش لعل استغنا مکم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶ز آب رو تا دیده و دل را توانگر ساختم
  2. شمارهٔ ۳۵۷کشته ی اشک بسمل نازم
  3. شمارهٔ ۳۵۸ز آهنگ مخالف تا چو نی پرشور شد گوشم
  4. شمارهٔ ۳۵۹گر به گلگشت ارم یا بزم دارا می روم
  5. شمارهٔ ۳۶۰به ساز تربیت درپرده ی مهر است دستورم
  6. شمارهٔ ۳۶۱نسیم گل چه کنم چیست نکهت سمنم
  7. شمارهٔ ۳۶۲دیده را آیینه ی صورت اشیا کردم
  8. شمارهٔ ۳۶۳از مهر همچو سینه ی مشرق لبالبم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.