پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۷

رویت چو ماه چارده از صنع ذوالجلال

نا دیدن جمال توباشد مرا ملال

از سینه بس که آه کشیدم زهجر تو

از غم گداخت جسم و کمر گشت همچو دال

بسیار عاشقان ز برای تو در جهان

کردند جان و مال و تن و خود خود حلال

هجرت ز بس گداخته جسم نزار را

از لاغری نموده تن از ضعف چو هلال

این یک نفس که هست به تن از فراق تو

باری است بس گران شده بر جان من وبال

شام فراق هجر تو گردد بدل به صبح

امیدوارم از نظر لطف ذوالجلال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۹تا کند عزم صبوحی شبنم از صهبای گل
  2. شمارهٔ ۳۵۰مست آمد آن نسرین بدن چون خرمن گل در بغل
  3. شمارهٔ ۳۵۱چندان که آب شد دل من در هوای گل
  4. شمارهٔ ۳۵۲بس که در طفلی غمش شد اضطراب افزای دل
  5. شمارهٔ ۳۵۳دارم دل صدپاره هر پاره جانان در بغل
  6. شمارهٔ ۳۵۴فرصتی کو تا به کام آن لعل شکّرخا مکم
  7. شمارهٔ ۳۵۵ای قامت بلند تو عمر نظاره ام
  8. شمارهٔ ۳۵۶ز آب رو تا دیده و دل را توانگر ساختم
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.