پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۶

ریخت تا کوه غمت فرسنگ در فرسنگ سنگ

بحر شد هامون صفت فرسنگ در فرسنگ سنگ

بس که دارد سنگ باران بر سرم ابر جنون

شد محیط شش جهت فرسنگ در فرسنگ سنگ

خون عرق کوه بدخشان کرد تا یاقوت اشک

داد رنگ تربیت فرسنگ در فرسنگ سنگ

بس که کارم در گره چون خاره سنگ افتاده ریخت

اشک مرجان منزلت فرسنگ در فرسنگ سنگ

شیشه ی ما را زدست انداز چرخ بد قمار

می کشد میدان لت فرسنگ در فرسنگ سنگ

بالش نرمم به زیر سر گذارد کوه درد

داشت دشت عافیت فرسنگ در فرسنگ سنگ

نیست اقلیم بقا را سنگلاخی دیده ام

در سرای عاریت فرسنگ در فرسنگ سنگ

ساغر عیش مرا گوشه ی خاطر مدام

می رساند تهنیت فرسنگ در فرسنگ سنگ

همچو مینای می از پهلوی خصم خانگی

رهزنم شد عاقبت فرسنگ در فرسنگ سنگ

جزء خاصیت مرا چون گوهر یکتا صفاست

تیره و بی منفعت فرسنگ در فرسنگ سنگ

راه طاعت چون کف دست است نورس دیده ام

در طریق معصیت فرسنگ در فرسنگ سنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۸تا به حسن معنی ام شد راهبر صاحب جمال
  2. شمارهٔ ۳۴۹تا کند عزم صبوحی شبنم از صهبای گل
  3. شمارهٔ ۳۵۰مست آمد آن نسرین بدن چون خرمن گل در بغل
  4. شمارهٔ ۳۵۱چندان که آب شد دل من در هوای گل
  5. شمارهٔ ۳۵۲بس که در طفلی غمش شد اضطراب افزای دل
  6. شمارهٔ ۳۵۳دارم دل صدپاره هر پاره جانان در بغل
  7. شمارهٔ ۳۵۴فرصتی کو تا به کام آن لعل شکّرخا مکم
  8. شمارهٔ ۳۵۵ای قامت بلند تو عمر نظاره ام
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.