پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۸

گداز قلب بود کار سکه ی توفیق

از آن شکست نبیند زر خزانه ی توفیق

ز تار و پود خط و زلف نشانه گیر شوای دل

که خوش قماش برآیی ز کارخانه ی توفیق

نمی رسد به مقام اثر چو تیر هوایی

خدنگ ناله ندارد اگر نشانه ی توفیق

ز هفت خوان فلک چون تهمتن از ره همت

گذشت رخش دل ما به تازیانه ی توفیق

ز سینه طایر دل آشیان به عرش گذارد

چو پرورش کند اینجا به آب و دانه ی توفیق

زند به صبح قیامت صبوحی از می کوثر

کسی که مست شد از باده ی شبانه ی توفیق

غبار نیست به چشم دلم ز رنجش مردم

که ناز خلق مرا می شود بهانه ی توفیق

بهر مقام چو آهنگ خارجیم مخالف

به گوش اگر نشود آشنا ترانه ی توفیق

توان رسید به معراج سرفرازی از این در

که هست تاج شرف خاک آستانه ی توفیق

چو آفتاب جهان تاب گر کسوف برآید

مسخر تو شود چرخ در زمانه ی توفیق

به بینوایی مرغ دلم نگر که چو نورس

شکنج دام تو را خوانده آشیانه ی توفیق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۰کشتیِ به خون کشیدهٔ اشک است مردمک
  2. شمارهٔ ۳۴۱دیده ی حق بین کجا مستور می گردد به خاک
  3. شمارهٔ ۳۴۲به عهد جلوه ی ساقی چو جام لاله زسنگ
  4. شمارهٔ ۳۴۳کوهکن کی صورت معشوق کرد افشا به سنگ
  5. شمارهٔ ۳۴۴لعل می گون چون نگاه از حرف های نیم رنگ
  6. شمارهٔ ۳۴۵بس که می ریزد نگاهش جنگ بر بالای جنگ
  7. شمارهٔ ۳۴۶ریخت تا کوه غمت فرسنگ در فرسنگ سنگ
  8. شمارهٔ ۳۴۷رویت چو ماه چارده از صنع ذوالجلال
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.