پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

کشتیِ به خون کشیدهٔ اشک است مردمک

گردابِ آرمیدهٔ اشک است مردمک

ای بحر غافلی ز شبیخونِ جراتش

عرض سپاه دیدهٔ اشک است مردمک

دور از رخت به داغ سویدای خون‌چکان

در خون دل تپیدهٔ اشک است مردمک

از تخت دل به چار سوی چشم اشکبار

رنگین بساط چیدهٔ اشک است مردمک

با جزءهای پارهٔ دل بر بیاض چشم

شیرازهٔ جویدهٔ اشک است مردمک

پاس نظر چگونه ندارد به چشم شور

نورس نمک‌چشیدهٔ اشک است مردمک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲به عهد جلوه ی ساقی چو جام لاله زسنگ
  2. شمارهٔ ۳۴۳کوهکن کی صورت معشوق کرد افشا به سنگ
  3. شمارهٔ ۳۴۴لعل می گون چون نگاه از حرف های نیم رنگ
  4. شمارهٔ ۳۴۵بس که می ریزد نگاهش جنگ بر بالای جنگ
  5. شمارهٔ ۳۴۶ریخت تا کوه غمت فرسنگ در فرسنگ سنگ
  6. شمارهٔ ۳۴۷رویت چو ماه چارده از صنع ذوالجلال
  7. شمارهٔ ۳۴۸تا به حسن معنی ام شد راهبر صاحب جمال
  8. شمارهٔ ۳۴۹تا کند عزم صبوحی شبنم از صهبای گل
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.