پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

به عهد جلوه ی ساقی چو جام لاله زسنگ

دمد زگردش چشمش گل پیاله ی سنگ

زناله ام که دل خاره آب می گردد

به خون سرشته شرر می چکد چو ژاله ز سنگ

کدام آهوی وحشی گذشت از این صحرا

که گشت چهره گشا شوخی غزاله ز سنگ

چنین که از دل سخت تو جوش زد فریاد

شکست شیشه ی دل وا کشید ناله ز سنگ

از آن ز لوح دلش حرف جور نتوان شست

که کس نکرده رگ سنگ را ازاله سنگ

به سنگ کرده جنونم چنان هواداری

که ماه را چو گهر شد حصار هاله ز سنگ

ز بس که روزی بختم ز چرخ سختی هاست

قضا دهد چو فلاخن مرا نواله زسنگ

صفیر ناله ی نورس برآورد فریاد

جدا از آن صنم عنبرین کلاله سنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴لعل می گون چون نگاه از حرف های نیم رنگ
  2. شمارهٔ ۳۴۵بس که می ریزد نگاهش جنگ بر بالای جنگ
  3. شمارهٔ ۳۴۶ریخت تا کوه غمت فرسنگ در فرسنگ سنگ
  4. شمارهٔ ۳۴۷رویت چو ماه چارده از صنع ذوالجلال
  5. شمارهٔ ۳۴۸تا به حسن معنی ام شد راهبر صاحب جمال
  6. شمارهٔ ۳۴۹تا کند عزم صبوحی شبنم از صهبای گل
  7. شمارهٔ ۳۵۰مست آمد آن نسرین بدن چون خرمن گل در بغل
  8. شمارهٔ ۳۵۱چندان که آب شد دل من در هوای گل
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.