پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۶

هر چند در گوش حبابی است معلق

در چشم ترم قطره آبی است معلق

ریحان خط نورس آن طرف بناگوش

از کعبه ی روی تو کتابی است معلق

خونابه فشان این دل آویخته از زلف

برآتش رخسار کبابی است معلق

تا تاب خورد جان من آن سنبل کاکل

چون سلسله زلف طنابی است معلق

جوشی که بر آن لب زده تبخال به چشمم

یک قطره می از جام شرابی است معلق

تا ترک نگاه تو نهد پای تطاول

سرحلقه ی آن زلف رکابی است معلق

بر یاد گل روی تو اشک از مژه ی تر

هر قطره چو مینای گلابی است معلق

دل گشته نگون سار از آن طره ی مشکین

در کوچه آن زلف خرامی است معلق

نورس جگر تشنه از او حاصل ما شد

بحر فلک سفله سرابی است معلق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۸گداز قلب بود کار سکه ی توفیق
  2. شمارهٔ ۳۳۹از شراب لعل ساقی بس که دارم کام خشک
  3. شمارهٔ ۳۴۰کشتیِ به خون کشیدهٔ اشک است مردمک
  4. شمارهٔ ۳۴۱دیده ی حق بین کجا مستور می گردد به خاک
  5. شمارهٔ ۳۴۲به عهد جلوه ی ساقی چو جام لاله زسنگ
  6. شمارهٔ ۳۴۳کوهکن کی صورت معشوق کرد افشا به سنگ
  7. شمارهٔ ۳۴۴لعل می گون چون نگاه از حرف های نیم رنگ
  8. شمارهٔ ۳۴۵بس که می ریزد نگاهش جنگ بر بالای جنگ
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.