پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

موجه ی سیلاب خون ما بود زنجیر زلف

سر خط مشق جنون ما بود زنجیر زلف

ملک جان زیر نگین داریم از هر حلقه اش

بس که بر گردون شگون ما بود زنجیر زلف

نقش می بندد ز معراج رسایی ها به خاک

طرح بخت واژگون ما بود زنجیر زلف

گل کند دیوانگی از سنبل گلزار حسن

چهره پرداز جنون ما بود زنجیر زلف

دست دل بسته است هر تارش چو کاکل در قفا

رشته ی سحر و فسون ما بود زنجیر زلف

شمع بزم داغ را خال سیه باشد دلیل

سوی سودا رهنمون ما بود زنجیر زلف

دود آه از طره اش هر دم رساتر می کشد

ناله ی سوز درون ما بود زنجیر زلف

در سواد اعظم اسیر دل دارد مقام

شهر بند ذوفنون ما بود زنجیر زلف

هر زمان نورس به رنگی در جفا پیچیده دل

دور چرخ نیلگون ما بود زنجیر زلف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵در این چمن نکند هر که اختیار تعلق
  2. شمارهٔ ۳۳۶هر چند در گوش حبابی است معلق
  3. شمارهٔ ۳۳۷نقش کونین است در آیینه ی زانوی عشق
  4. شمارهٔ ۳۳۸گداز قلب بود کار سکه ی توفیق
  5. شمارهٔ ۳۳۹از شراب لعل ساقی بس که دارم کام خشک
  6. شمارهٔ ۳۴۰کشتیِ به خون کشیدهٔ اشک است مردمک
  7. شمارهٔ ۳۴۱دیده ی حق بین کجا مستور می گردد به خاک
  8. شمارهٔ ۳۴۲به عهد جلوه ی ساقی چو جام لاله زسنگ
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.