پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۲

گوهر شد ز عین لطف بینا در صدف

این گهر وا می کند چشم تماشا در صدف

گوهر دل گشت منظور فلک ها در صدف

این گهر صد مشتری کرده است پیدا در صدف

در برم دل شد محیط حسن بی پایان دوست

گوهرم دارد به کف سامان دریا در صدف

چون جرس در ناله، چرخ از دل طپیدن های ماست

از خرام این گهر پیچیده غوغا در صدف

لامکان سیر است دل در سینه ی روشن مرا

دیده ی گوهر شود معراج پیما در صدف

گوهر من غنچه گر از تنگی جا گشته است

می کشد از پرتو خود طرح صحرا در صدف

در نمی آید به چشمم گر چه جا دارد به چشم

از لطافت گوهر من نیست پیدا در صدف

در سراب تن دل صافی نمی گیرد قرار

گوهر غلطان نمی گردد شکیبا در صدف

دل سواد عشق روشن بیش از این هنگامه داشت

این گهر شد عینک چشم تمنا در صدف

در برم دل شور صد طوفان کند گرد آوری

این گهر زیر نگین آورده دریا در صدف

در دلم خون زان محیط حسن محو نشاه شد

نورس آب این گهر گردید صهبا در صدف

در محیط آفرینش بی وجود افتاده ایم

بیضه ی عنقاست گویی گوهر ما در صدف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۴حسن از که جام گیرد مست از چه گشت عاشق
  2. شمارهٔ ۳۳۵در این چمن نکند هر که اختیار تعلق
  3. شمارهٔ ۳۳۶هر چند در گوش حبابی است معلق
  4. شمارهٔ ۳۳۷نقش کونین است در آیینه ی زانوی عشق
  5. شمارهٔ ۳۳۸گداز قلب بود کار سکه ی توفیق
  6. شمارهٔ ۳۳۹از شراب لعل ساقی بس که دارم کام خشک
  7. شمارهٔ ۳۴۰کشتیِ به خون کشیدهٔ اشک است مردمک
  8. شمارهٔ ۳۴۱دیده ی حق بین کجا مستور می گردد به خاک
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.