پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۴

حسن از که جام گیرد مست از چه گشت عاشق

عذرا چرا برد دل دل را دهد چه وامق

در حسن از که گل کرد این شیوه های الوان

نظاره را که آموخت ادراک این دقایق

آب بقا که آمیخت با زهر ناز مژگان

در لعل لب که ترکیب کرده است شهد فایق

آثار حسن تا عشق سدی بود خدایی

از گلشن حقیقت گل کرده این شقایق

از نقش می توان دید چون روزگار نقاش

خلق است در حقیقت مرآت حسن خالق

از مصحف الهی دل آیتی است محکم

از منطق تجلی جان حجتی است ناطق

از حق به هیچ صورت چون نگذرد محقق

معلوم بر تو نورس گردیده این حقایق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۶هر چند در گوش حبابی است معلق
  2. شمارهٔ ۳۳۷نقش کونین است در آیینه ی زانوی عشق
  3. شمارهٔ ۳۳۸گداز قلب بود کار سکه ی توفیق
  4. شمارهٔ ۳۳۹از شراب لعل ساقی بس که دارم کام خشک
  5. شمارهٔ ۳۴۰کشتیِ به خون کشیدهٔ اشک است مردمک
  6. شمارهٔ ۳۴۱دیده ی حق بین کجا مستور می گردد به خاک
  7. شمارهٔ ۳۴۲به عهد جلوه ی ساقی چو جام لاله زسنگ
  8. شمارهٔ ۳۴۳کوهکن کی صورت معشوق کرد افشا به سنگ
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.