پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۸

از اشک و آه شرح دهد داستان شمع

جز دل کسی نساخته حرف از زبان شمع

پروانه های سوختن انسا نموده اند

سرکرده اند تا قلم امتحان شمع

تا دیده آب و آتشم از سر گذشته اند

افتاده است شعله ی اشکم به جان شمع

گل می کند شکفتگی ما ز سوختن

در پرده ی همند بهار و خزان شمع

شب گرم قطره می شود از آه آتشین

اشکم که رفته است عنان بر عنان شمع

سر راز رمح آه نمی دزد و آسمان

هرگز کسی ندیده سری بر سنان شمع

سر رشته ای ز نور خداوند در کفش

تا از گداز، آب نشد استخوان شمع

نورس که دل ندهد به لب لعل آتشین

در ماهتاب شعله فرو شد کتان شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۰در هر ورق آن جلوه نهان است در این باغ
  2. شمارهٔ ۳۳۱از حسن تو چون عالم جان است در این باغ
  3. شمارهٔ ۳۳۲گوهر شد ز عین لطف بینا در صدف
  4. شمارهٔ ۳۳۳موجه ی سیلاب خون ما بود زنجیر زلف
  5. شمارهٔ ۳۳۴حسن از که جام گیرد مست از چه گشت عاشق
  6. شمارهٔ ۳۳۵در این چمن نکند هر که اختیار تعلق
  7. شمارهٔ ۳۳۶هر چند در گوش حبابی است معلق
  8. شمارهٔ ۳۳۷نقش کونین است در آیینه ی زانوی عشق
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.