پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۳

ز عشق در دل من کرده داغ سودا رقص

کند به یاری آتش سپند افشا رقص

اگر چه شوخی سروش کند مهیا رقص

زپای کوبی زلفش شود دو بالا رقص

مگر به سیر چمن نوبهارم آمده است

که همچو نکهت گل کرده رنگ گل ها رقص

ز برق ناله ی من آب شد چنان دل سنگ

که همچو موج کند هر رگی ز خارا رقص

چون رنگ ریخته در دشت جلوه نازش

که چون نسیم صبا کرده کوه و صحرا رقص

چنان به راه تو دل پای کوب بی تابی است

که همچو نبض کند جاده از پی ما رقص

زاهل حال نگردد کسی به علت وجد

که کرده از اثر اختلاج اعضا رقص

به ذوق مردمک دیده در نظر بازی

کند ز شوخی خالش به دل سویدا رقص

مرا به لعل لبش ضبط بوسه ممکن نیست

که کرده در کف مخمور جام صهبا رقص

ز جوشن فکر سخنور به وجد می آید

که از تلاطم امواج کرده دریا رقص

بود به بزم وصال تو پای کوبی دل

ز آفتاب شود ذره را هویدا رقص

چنان ز داغ تو شد عین آتش اجزایش

که چون شرار کند اشک نورس افشا رقص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۵ای موجه ی خرام تو جوش بهار فیض
  2. شمارهٔ ۳۲۶نیست تنها اشک من چون کوه بر صحرا محیط
  3. شمارهٔ ۳۲۷از حضور ناقصان کامل عیاران را چه حظ
  4. شمارهٔ ۳۲۸از اشک و آه شرح دهد داستان شمع
  5. شمارهٔ ۳۲۹ای دُر گوش تو شرح لاله و گرداب شمع
  6. شمارهٔ ۳۳۰در هر ورق آن جلوه نهان است در این باغ
  7. شمارهٔ ۳۳۱از حسن تو چون عالم جان است در این باغ
  8. شمارهٔ ۳۳۲گوهر شد ز عین لطف بینا در صدف
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.