پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴

شبی که آن بت مشکین کلاله شد رقاص

زگردش نگهش مه به هاله شد رقاص

ز بس طپید دل گلشن از بهار رخش

چو مردمک به نظر لاله شد رقاص

چو تار چنگ فغان جوش زد ز رگهایم

به بزم حسرتش از دل چو ناله شد رقاص

دمی که ناله ی من دشت را به شور آورد

چو دل به سینه ی مجنون غزاله شد رقاص

کدام داغ دل از چاک سینه سایه نکند

که چون سپند در این باغ ژاله شد رقاص

ز پای کوبی آن شاخ رز به بزم چمن

چو بوی گل ز طرب رنگ لاله شد رقاص

چو حرفی از مزه ی بوس لعل ساقی گفت

ز شوق در کف نورس پیاله شد رقاص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۶نیست تنها اشک من چون کوه بر صحرا محیط
  2. شمارهٔ ۳۲۷از حضور ناقصان کامل عیاران را چه حظ
  3. شمارهٔ ۳۲۸از اشک و آه شرح دهد داستان شمع
  4. شمارهٔ ۳۲۹ای دُر گوش تو شرح لاله و گرداب شمع
  5. شمارهٔ ۳۳۰در هر ورق آن جلوه نهان است در این باغ
  6. شمارهٔ ۳۳۱از حسن تو چون عالم جان است در این باغ
  7. شمارهٔ ۳۳۲گوهر شد ز عین لطف بینا در صدف
  8. شمارهٔ ۳۳۳موجه ی سیلاب خون ما بود زنجیر زلف
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.