پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۴

سواد موج کوثر خط لعل شکر افشانش

طلوع صبح صادق خنده ی چاک گریبانش

شود چون پیکر مجمر مشبک غنچه دلها

اگر بر سینه گردد سایه افکن نوک مژگانش

رگ یاقوت گردد موج آب چشمه ی حیوان

اگر بر ظلمت افتد پرتوی از لعل رخشانش

زمژگان غزالان خامه ی تحریر می سازد

مصور تا شود شوخی نگار چشم فتانش

به ذوقی غوطه زد در آب تیغش زخم خون بالا

که موج سبزه ی جوهر زند خاک شهیدانش

ز لخت دل کتابی طفل اشکم در بغل دارد

که بر دیوان محشر نکته ها گیرد سبق خوانش

خدنگ ناز او تا در دل من کرده جا نورس

گره شد چون سویدا غنچه ی خونریز پیکانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۶مرا سروی است نخل وادی ایمن به قربانش
  2. شمارهٔ ۳۱۷ز دل سر می کشد طرف کلاهش
  3. شمارهٔ ۳۱۸قیامت کرده ای از جلوه های قد چالاکش
  4. شمارهٔ ۳۱۹تشنه ی خون شد کمالم خاک نقصان بر سرش
  5. شمارهٔ ۳۲۰بتخانه ی اندیشه بود روی چوماهش
  6. شمارهٔ ۳۲۱غنچه نازی که نالد دل چو بلبل در کفش
  7. شمارهٔ ۳۲۲ز شوخی در بهشت جلوه تازد تکیه بر گل سنبل زلف سمن‌سایش
  8. شمارهٔ ۳۲۳ز عشق در دل من کرده داغ سودا رقص
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.