پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۲

برقی از جلوه درآیینه ی ادراک انداز

شعله ور خرمن مشتی خس و خاشاک انداز

بوی جان تا ز گریبان دل آید به شام

غنچه سان در بغل از خنده ی گل چاک انداز

طرح چادر چو زنان چند کشی دست برآر

چاک در پرده زنبوری افلاک انداز

هر چه خواهی به تو رو می کند از همت دل

طرح بحر گهر از دیده ی نمناک انداز

حسن را از نظر پاک فزاید چو صفا

چشم خود پاکتر از آینه بر پاک انداز

مجمر آتش طور است دل سوخته اش

هر که دارد به کف از خلع بدن خاک انداز

بهتر از دخل زیاد است تو را خرج بجا

نقد جان در قدم آن بت چالاک انداز

فرق کردن ز هوس عشق تو را منظور است

سر غیر از نظر حلقه ی فتراک انداز

ای که از بخل نصیب تو نشد نشئه ی عیش

آتش باده به خس خانه ی امساک انداز

آه را نیست چو تاثیر بود تیر خطا

چون جرس از اثر ناله به دل چاک انداز

سیر معراج تو را نورس اگر در نظر است

سر به خاک قدم صاحب لولاک انداز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۴فاش راز عشق شد از اشک گلگون در لباس
  2. شمارهٔ ۳۰۵می کشد صیاد ما دام تماشا در قفس
  3. شمارهٔ ۳۰۶سنگلاخی بریده ام که مپرس
  4. شمارهٔ ۳۰۷ناوکش راست به دلها سروکاری که مپرس
  5. شمارهٔ ۳۰۸مرغ نظاره کرده دل آرام در قفس
  6. شمارهٔ ۳۰۹از شرم برق آهم گر آب گردد آتش
  7. شمارهٔ ۳۱۰حلقه ی زلف است رهزن تر ز طوق غبغبش
  8. شمارهٔ ۳۱۱مراعمری ست جان وتن به قربان سراپایش
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.