پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۰

حلقه ی زلف است رهزن تر ز طوق غبغبش

نقد دل را کرده ام هندویی خال لبش

گر نی ام من گرمتر در عشقباری پس چرا

غیر چون بیند مرا از دور می گیرد تبش

آن الف قد گرچه دایم شمع مکتب خانه است

بی سخن در حسن خورشید است طفل مکتبش

دُرد خواهد کرد بر دستت حنا بندد چو غیر

روی دست او فخور پستی مده بر مطلبش

نیست نقش خال مشکین کز صف افتاده است

عکس داغ دل مرا بر آب یاقوت لبش

گرچه سیل جلوه ی مستانه هوشم برده است

گشت بی لنگر دل از طوفان حسن مشربش

نیست تنها ناز را پیراهن تن داغ دل

هست در دیوان حُسن آیینه داری منصبش

دیده ام تا خال شبرنگش بر آن صبح جبین

سوختم در مجمر گردون سپند از کوکبش

پرتو رخسار او هر قطره اشکم را ز نور

می دهد در دیده هم چشمی به ماه نخشبش

جان نخواهم برد از افسون این هندل نشین

طرفه هندوی جگر خواری است فال غبغبش

می گذارم شاخ بر دیوار و آن گل را ز شوق

می کشم چون غنچه در بر تنگ نورس امشبش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۲چرا گویم که گل یا لاله یا گلشن به قربانش
  2. شمارهٔ ۳۱۳سر کشد گر دلم از سودایش
  3. شمارهٔ ۳۱۴سواد موج کوثر خط لعل شکر افشانش
  4. شمارهٔ ۳۱۵نهان از چشم مردم عاشقان کشتند نخجیرش
  5. شمارهٔ ۳۱۶مرا سروی است نخل وادی ایمن به قربانش
  6. شمارهٔ ۳۱۷ز دل سر می کشد طرف کلاهش
  7. شمارهٔ ۳۱۸قیامت کرده ای از جلوه های قد چالاکش
  8. شمارهٔ ۳۱۹تشنه ی خون شد کمالم خاک نقصان بر سرش
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.