پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

از شرم برق آهم گر آب گردد آتش

افتد چو عکس داغم گرداب گردد آتش

تا شعله زد به جانم خون گرمی نگاهش

در سایه ی کبابم خو ناب گردد آتش

گر ناله ی سپندم در کوهسار پیچید

در صلب سنگ خارا سیماب گردد آتش

روی نیاز آن زلف بر روی آتشین است

ابر نماز هندو محراب گردد آتش

نورس فروغ حسنش نظاره سوز باشد

کز رشته نگاهش مهتاب گردد آتش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱مراعمری ست جان وتن به قربان سراپایش
  2. شمارهٔ ۳۱۲چرا گویم که گل یا لاله یا گلشن به قربانش
  3. شمارهٔ ۳۱۳سر کشد گر دلم از سودایش
  4. شمارهٔ ۳۱۴سواد موج کوثر خط لعل شکر افشانش
  5. شمارهٔ ۳۱۵نهان از چشم مردم عاشقان کشتند نخجیرش
  6. شمارهٔ ۳۱۶مرا سروی است نخل وادی ایمن به قربانش
  7. شمارهٔ ۳۱۷ز دل سر می کشد طرف کلاهش
  8. شمارهٔ ۳۱۸قیامت کرده ای از جلوه های قد چالاکش
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.