پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸

مرغ نظاره کرده دل آرام در قفس

بی پرده دیده ام گل بادام در قفس

پیچیده است بر مژه تار نظاره را

صیاد ما کشیده عجب دام در قفس

آبش خیال لعل لب و خال دانه اش

مرغ دلم گرفته سرانجام در قفس

پیچد به خود چو غنچه دلم در مقام اشک

بلبل کشد ز ناله چو گل دام در قفس

در طره چهره در دل صید چاک یاد زلف

در دام صبح ما بود و شام در قفس

تا کرده ای حصاری مژگان نگاه را

جان را نمانده است یک نفس آرام در قفس

کی مرغ بوسه ام به لبت بال و پر زند

دارد دهان تنگ تو پیغام در قفس

کی روزی تو می شود آزادی از سپهر

دارد زمانه طایر ایام در قفس

کشتی به جنگ بسته ز بس دور روزگار

گویی ز موج باده رود جام در قفس

مرغی است بال بسته در این دور نامجو

کردند همچو نقش نگین نام در قفس

بال فراغ دل نگشاید به زیر چرخ

نورس نکرد طایری آرام در قفس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰حلقه ی زلف است رهزن تر ز طوق غبغبش
  2. شمارهٔ ۳۱۱مراعمری ست جان وتن به قربان سراپایش
  3. شمارهٔ ۳۱۲چرا گویم که گل یا لاله یا گلشن به قربانش
  4. شمارهٔ ۳۱۳سر کشد گر دلم از سودایش
  5. شمارهٔ ۳۱۴سواد موج کوثر خط لعل شکر افشانش
  6. شمارهٔ ۳۱۵نهان از چشم مردم عاشقان کشتند نخجیرش
  7. شمارهٔ ۳۱۶مرا سروی است نخل وادی ایمن به قربانش
  8. شمارهٔ ۳۱۷ز دل سر می کشد طرف کلاهش
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.