پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

لبکی را مکیده ام که مپرس

نمکی را چشیده ام که مپرس

چشمه ی کوثر از لبم جوشد

لب حوری مکیده ام که مپرس

بخت سر رشته ای به دست آورد

سر زلفی کشیده ام که مپرس

از میان هزار سنگین دل

صنمی برگزیده ام که مپرس

باز بر صفحه ی دم تیغی

خطی از خون کشیده ام که مپرس

از نگاه لطیفه پردازش

نکته هایی شنیده ام که مپرس

همچو تار نظاره رشته ی جان

به نگاهی تنیده ام که مپرس

به فسون نگه به پرکاری

دم گرمی دمیده ام که مپرس

نورس از بال همتی که مراست

تا به اوجی پریده ام که مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵می کشد صیاد ما دام تماشا در قفس
  2. شمارهٔ ۳۰۶سنگلاخی بریده ام که مپرس
  3. شمارهٔ ۳۰۷ناوکش راست به دلها سروکاری که مپرس
  4. شمارهٔ ۳۰۸مرغ نظاره کرده دل آرام در قفس
  5. شمارهٔ ۳۰۹از شرم برق آهم گر آب گردد آتش
  6. شمارهٔ ۳۱۰حلقه ی زلف است رهزن تر ز طوق غبغبش
  7. شمارهٔ ۳۱۱مراعمری ست جان وتن به قربان سراپایش
  8. شمارهٔ ۳۱۲چرا گویم که گل یا لاله یا گلشن به قربانش
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.