پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی نورس دماوندی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۵

می کشد صیاد ما دام تماشا در قفس

تا شود ذوق گرفتاری دو بالا در قفس

بر گرفتاری فزود اسباب آزادی مرا

دارد از بال و پر این طایر قفس ها در قفس

بس که جوش گریه ام تسخیر طوفان کرده است

دارد از مژگان سرشکم شور دریا در قفس

طایرم را تنگ اگر چون دیده ی مور است دل

دارد از میدان چاک سینه صحرا در قفس

مردمی دارم نظر از خست انبای دهر

چشم دارد طایر من صید عنقا در قفس

از غم و خون جگر دادند آب ودانه ام

شیرمرغ و جان آدم شد مهیا در قفس

از رهایی باج می گیرد گرفتار غمش

نیست از صیادم آزادی تمنا در قفس

طایرم را نیست جز پهلوی خود راه معاش

بال و پر شد برگ عیش از ریختن ها در قفس

عافیت را در دل غم گرچه نورس راه نیست

همچو آزادی مرا خالی بود جا در قفس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۷ناوکش راست به دلها سروکاری که مپرس
  2. شمارهٔ ۳۰۸مرغ نظاره کرده دل آرام در قفس
  3. شمارهٔ ۳۰۹از شرم برق آهم گر آب گردد آتش
  4. شمارهٔ ۳۱۰حلقه ی زلف است رهزن تر ز طوق غبغبش
  5. شمارهٔ ۳۱۱مراعمری ست جان وتن به قربان سراپایش
  6. شمارهٔ ۳۱۲چرا گویم که گل یا لاله یا گلشن به قربانش
  7. شمارهٔ ۳۱۳سر کشد گر دلم از سودایش
  8. شمارهٔ ۳۱۴سواد موج کوثر خط لعل شکر افشانش
همه‌ی غزلیات ←

نورس دماوندی درباره‌ی نورس دماوندی

میرزا محمدحسین دماوندی متخلص به «نورس دماوندی» زادهٔ دماوند بود و در همان شهر بالیده بود. از تاریخ تولدش اطلاعی در دست نیست ولی در اواخر قرن یازدهم می‌زیسته و پس از چندی به اصفهان مهاجرت نموده و در زمرهٔ شاگردان صائب تبریزی قرار می گیرد. علاوه بر شاعری در خوشنویسی نیز اهتمام داشته و تنها نسخهٔ دستنویس دیوان شعری که از...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.